تبليغاتX
سخناني از بازترين پنجره شهر قشنگ
این منم پیش به سوی کوچه مورد علاقه ام!

چه شلوغ پلوغه اینجا ...

قدم زدن تو هیچ کوچه ای مثل اینجا ، به آدم آرامش نمی ده ....

خیلی وقت بود نیومده بودم کوچه علی چپ ....

کارم داشتی ، همین دور و برام ...

 یه جورایی اینجا شده پاتوق برام !

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم مهر 1388ساعت 14:40  توسط كامليا مافي  | 

 

کاشکی انقدر هم بوددد.....!

ای مخاطب عزیز و گرامی به من بگو آیا واقعا تو اینقدر احمق و خامی؟!

که هر دم و ساعت، تا سر دبیری تازه از تخم در می آید بر دارد و بگوید " مخاطب این جوری می خاد؟"

بعد تو حتی نیم نگاهی هم به روزنامه نکنی بگو راس راستی تو این همه احمقی؟ 

یا آنقدر احمق و خام شدی که چشمت را بر روی واقعیت بسته ای که مبادا که به تریش قبایت بر بخورد؟ یا احساساتت جریحه دار شود ؟

به من نگو که تو اینقدر احمق و خامی !!!

پ.ن:

۱. بعضی ها هیچ وقت نمی فهمن !!

۲. کورت توخولسکی را دوست می داریم.

۳. سام بادی هلپ می !پیلیز سون !

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام شهریور 1388ساعت 11:25  توسط كامليا مافي  | 

شاید البته خیلی ایرانی نباشه!

دیروز یک ایمیل دریافت کردم که یه ۱۰ دقیقه ای من را خندوند اما بعدش که بیشتر فکر کردم دیدم که اصن خنده دار نیست اما واقعیت است و جالب.

این متن همان ایمیله:

جديدترين ضرب المثل چيني مي گويد:

يک ايراني اگر هواپيمايش سقوط نکند

 از حوادث رانندگي جان سالم به در ببرد

 زندانی و شکنجه نشود

 آلودگي هوا زنده اش بگذارد

 زلزله زير آوار لهش نکند 

 در گودال وسط چهارراه ناپدید نشود

 حتماً از خوشحالي خواهد مرد.

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم شهریور 1388ساعت 12:45  توسط كامليا مافي  | 

این منم ! در حال سانسور شدن!

از وقتی که این واحد حراست ( سانسورچی) ۱ را استخدام کردم 

 صفر را بستند

 تا من نتونم به بیرون زنگ بزنم !

اما از شما چه پنهون

 یادشون رفته 

 من از درون زنگ زدم!!

پ.ن:

۱. برای اطلاعات بیشتر به پست درورد بر سانسورچی مراجعه فرمایید!

۲. ۳ ماه گذشت!!!

 

 

+ نوشته شده در  جمعه سی ام مرداد 1388ساعت 13:43  توسط كامليا مافي  | 

 غلاف کمربند!!

فرمانده پليس‌راه كشور از ارسال نامه‌اي براي رييس كميسيون عمران مجلس در خصوص اجباري كردن استفاده از كمربند ايمني عقب خودروها خبر داد. سرهنگ عليرضا اسماعيلي در این باره گفته است: آمارها نشان مي‌دهد حدود 7هزار سرنشين عقب خودروها در تصادفات جاده‌اي سال گذشته كشته شده‌اند كه در صورت استفاده از كمربند ايمني صندلي عقب از بسياري از اين مرگ‌ها جلوگيري مي‌شد.

وی همچنین تصريح كرد: با توجه به اينكه تمامي سواري‌هاي وارداتي و توليدي در كشور (به استثناي اتوبوس و ميني‌بوس‌ها) مجهز به كمربند ايمني جهت سرنشينان عقب هستند بايد مجلس هرچه سريعتر قانوني براي استفاده اجباري از كمربند ايمني سرنشينان عقب براي تمامي خودروهاي داخلي و خارجي (سواري و مسافربري) با ضمانت اجرايي بسيار قوي وضع كند.

این صحبت های این فرمانده در حالی است که کارشناسان و همچنین عوام به علم یقین رسیده اند که این مجموعه تصمیمات کاملا بی فکر ، از روی آمال و ایده آل های فردی این مسئولان گرفته می شود و به قبل و بعد و چگونگی اجرای این قوانین هیچ فکری نمی شود.

باور ندارید همین چند نکته زیر که به ذهن من عامه رسیده است را بخوانید:

 ۱. بیشتر خودرو های مورد استفاده در ایران که قبل از سال 84 ساخته شده است ( حتی 206) کمربند وسط صندلی عقب را ندارد . ( البته مسئولان به این ور قضیه فکر کرده اند و بدون توجه به هزینه تراشی های بی مورد برای رانندگان نصب این کمربند ها را پیشنهاد داده اند)

2. تاکسی ها تهران را بیاد بیاورید، بیشتر آنها پراید و پیکان هستند!! حالا فرض کنید که همه این ها بعد از نصب کمربند، حالا ملزم به رعایت قوانین که همان قانون فوق باشد هستند، شما اندکی چاق هستید و همین طوری هم دو نفر دیگر در کنار شما به سختی جا می شوند حالا اون زبانه ها و غلاف ها هم اضافه شده است. آن هم در آن جای محدود این مدل ماشین ها!

3. شما یک خانومید و مجبورید در انتها بشینید زیرا آن دو آقای دیگر به گوششان نمی رود که شما زود تر پیاده می شوید و یک خانوم هم جلو نشسته که به علم یقین اگر از شما دیر تر هم پیاده شود صندلی جلوی ماشین را ول نخواهد کرد در هر حال شما به مقصد مورد نظر رسیده اید و قرار است پیاده شوید، چه اتفاقی باید بیافتد ؟ نفر اول ابتدا کمربند را باز کرده پیاده می شود، نفر دوم هم !! اوه بلهههههههه بلاخرههههههههههه! نوبت به شما رسید بفرمائید پایین...! از این به بعد هم برای اینکه دیر نکنید علاوه بر احتساب وقت برای ترافیک ، پنچری ، تصادف ، گم کردن پدال گاز ( همون آقایون راننده ای که 40 تا بیشتر نمی رن) ، دعوای آقای راننده با بقیه رانندگان، گرفتن کرایه و ... به فکر تایمی برای بازکردن کمربند هم باشید !

4. در ضمن در ادامه شماره بالا باید بگم که به محض اینکه از ماشین پیاده شدید، سریعا هدفون گوشی یا امپیتیریی پلییر تون را در گوشتان قرار بدید که گوشتان به رغم بوغ های زیاد دیگر رانندگان در خیابان های شلوغ و فرستادن انواع و اقسام ناسزا به خود و خانواده تان کر نشود!!!

5.حالا بریم سراغ مشکل شدید خانوم ها با دیگر آقابون مسافر!! بله همون طور که 100 % به این امر واقفید برخی آقایون تاکسی را با .... الله اکبر اشتباه می گیرند حالا فرض کنید شما قفل شدید به صندلی این آقل هم هی تمایل داره ای قفله کمربندش را ببنده، محکم کنه، باز کنه!!! بله دیگه !!!

6. نکته آخر هم اینکه این آقای فرمانده همه چی را ول کرده چسبیده به کمربند !! برادر من روزی چند تا ماشین به دلیل عدم ایمنی آتش می گیرند؟ چند نفر به دلیل نبود علایم رانندگی تصادف می کنند و بعد می میرند؟ چند راننده ناشی به دلیل عدم توجه جنابعالی و همکارانتان گواهینامه می گیرند و به خیابان ها می آیند؟؟

این ها را بیخیال شدی رفتی سراغ کمربند !! همون نفر جلو که می بنده( که اغلب هم نمی بندن) بسته!!!

+ نوشته شده در  شنبه دهم مرداد 1388ساعت 15:1  توسط كامليا مافي  |